السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

190

تفسير الميزان ( فارسي )

يوسف حركت كرد در عالم خواب بود . و اولين بارى هم كه يوسف قصد زليخا را كرد باز در عالم خواب بود . يوسف چون پيغمبر بود فهميد كه زليخا سرانجام همسر او خواهد شد ، و به همين جهت در بيدارى قصد او را كرد . اين معنا را غزالى در تفسير خود آورده و گفته كه اين وجه بهترين وجوهى است كه در معناى آيه ذكر كرده‌اند ، چون انبياء از گناه معصومند و هرگز قصد گناه نمىكنند . جوابش اين است كه اگر مقصود غزالى اين بوده كه جمله * ( « وَهَمَّ بِها » ) * حكايت عمل يوسف در عالم خواب است كه هيچ دليلى بر آن ندارد ، و اگر مقصودش اين است كه يوسف ( ع ) زليخا را در خواب ديده و در آن عالم قصد او را كرده و سپس در بيدارى مخصوصا با در نظر داشتن اينكه خواب انبياء وحى است معتقد شده كه زليخا همسر اوست و بدين جهت در بيدارى با وى گلاويز شده ، و ناگهان برهان پروردگار خود را كه به وى مىفهماند در فهم وحى خدا دچار اشتباه شده مشاهده كرده و كنار كشيده ، در جوابش مىگوييم كه وى هر چند انبياء را معصوم از گناه دانسته ، ولى با اين كلامش جواز خطاء از آنان را اثبات كرده ، زيرا بنا به گفته وى يوسف در تلقى و گرفتن وحى دچار اشتباه شده ، و تجويز چنين خطايى دست كمى از تجويز گناه و انكار عصمت ندارد . علاوه بر اين ، آيه قبلى - كه مخالطت را ظلمى شمرده بود كه اگر كسى مرتكبش شود رستگار نمىگردد و يوسف از آن به خدا پناه مىبرد - با اين حرف مناقضت دارد ، پس چطور شد كه يوسف آنجا پناه به خدا مىبرد و در اين آيه زليخا را همسر خود مىداند . اين بود عمده اقوالى كه در معناى آيه مورد بحث گفته‌اند ، و با آن معنايى كه ما ذكر كرديم مجموعا هفت و يا هشت قول مىشود ، و خواننده عزيز به خوبى فهميد كه معناى ديدن برهان به حسب اختلاف اقوال چقدر مختلف شد ، يكى مىگفت : يك سبب يقينى بود كه يوسف آن را مشاهده كرد . ديگرى مىگفت : آياتى از قرآن بود كه يوسف آن را شنيد ، و دست بر نداشت ، سپس امور ديگرى ضميمه شد و او را منصرف ساخت . يكى مىگفت : عبارت است از علم به حرمت زنا و عذاب آن . يكى مىگفت : عبارت است از ملكه عفت . يكى هم مىگفت : عبارت است از عصمت و طهارت . و ما حق مطلب را از نظر خواننده گذرانديم . و به زودى - ان شاء اللَّه - بعد از فراغت از تفسير آيات مورد بحث در فصل جداگانه اى در اين باره بحث خواهيم نمود . * ( « وَاسْتَبَقَا الْبابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَه مِنْ دُبُرٍ » ) * كلمه « استباق » همانطور كه قبلا هم گفتيم به معناى مسابقه است ، و كلمه « قد »